عباس اقبال آشتيانى

215

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

امّا الملك الظّاهر بيبرس بندقدارى پس از مراجعت از ديار روم در 27 محرم سال 676 پس از بيست و هفت سال سلطنت و جهاد در دمشق فوت كرد و مغول از شرّ حريفى قوىپنجه مثل او آسوده‌خاطر گرديدند . امراى بيبرس ابتدا مرگ او را از عامّه مخفى كردند و بستر او را بتظاهر اينكه سلطان زنده است بمصر آوردند و پسرش الملك السّعيد بركة را بجاى او نشاندند ولى او در مقابل امراى مقتدر بيبرس تاب مقاومت نياورده بشام آمد و در آنجا از اسب به زير افتاده مرد برادر هفت‌ساله‌اش آلت دست امرا گرديد مخصوصا يكى از ايشان كه از مشهورترين سرداران رشيد بيبرس بود يعنى امير سيف الدّين قلاوون الفى بعد از هفت ماه پسر خردسال بيبرس را از سلطنت انداخت و خود در تاريخ 22 رجب سال 678 با اختيار لقب الملك المنصور پادشاه مصر شد و در اين كار قبلا از يك نفر از فرزندان المستعصم باللّه آخرين خليفهء عبّاسى كه در مصر به خلافت شناخته شده بود استشاره و رضاى خاطر او را نيز جلب كرد و اين شخص كه ابو العبّاس احمد نام داشت و نوادهء ابو بكر پسر ارشد مستعصم بود در سال 659 بمصر آمده بود . بيبرس در سال 660 بعد از آنكه صحت نسبت او را بتصديق رسانيد او را با لقب الحاكم بامر الله بمقام خلافت برگزيد و مقرّر كرد كه از آن تاريخ بنام او خطبه بخوانند و اين خليفه تا سال 701 حيات داشت و پس از او خلافت نصيب پسرش گرديد . سلطنت قلاوون با مخالفت شمس الدّين سنقر الاشقر و قيام او در دمشق بر سلطان جديد شروع شد چه سنقر خود دعوى سلطنت داشت و در همان سال جلوس قلاوون در دمشق عدّه‌اى را گرد خود جمع آورده لقب الملك الكامل اختيار نمود . قلاوون در سال 679 سنقر را شكست داد و سنقر به باديه گريخت ولى كمى بعد مراسلاتى به اباقا نوشت و او را بآمدن شام تحريك كرد ضمنا در شمال شام بر بلاد لاذقيّه و انطاكيه و صهيون دست يافت و قلاوون در سال 680 او را به سلطنت آن نواحى شناخت . واقعهء حمص در 680 - اباقا و برادر او منگو تيمور به دعوت سنقر با 80000 سپاهى عازم شام و آسياى صغير شدند ، منگو تيمور به طرف عين تاب و حماة و سرحدّ روم رفت و اباقا به سمت سرحدّ شام . قلاوون كه در اين تاريخ در حمص بود جميع